محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

90

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

امام عليه السّلام دليل جنگ با دشمن را اين‌گونه بيان مىكند : ( اللّهمّ قد صرّح مكتوم الشّنآن و جاشت مراجل الأضغان ) كينه‌هاى جاهليت در دل‌هاى رياكاران و منافقان نسبت به پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله به اوج خود رسيد و پس از مرگ پيامبر ، جنگ را بر ضد خاندانش علنى كردند . ( اللّهمّ إنّا نشكو إليك غيبة نبيّنا و كثرة عدوّنا ، و تشتّت أهوائنا ) در اين عبارت به افراد رياكار قريش اشاره مىكند كه در زمان حيات پيامبر جرأت نداشتند كينه‌هاى خود را بر پيامبر و رسالتش آشكار كنند و كينه خود را پنهان داشته تا آن‌كه با مرگ پيامبر بزرگوار اين فرصت را به دست آوردند و از عزيزترين اشخاص پيامبر كه همان خاندانش بودند ، انتقام گرفتند . عبد الكريم خطيب در كتاب « على بن ابى طالب عليهما السّلام » اين‌گونه نوشته است : « پس از مرگ پيامبر ، قريش كهنسالان و جوانان و كودكان بنى هاشم را به قتل رسانيد و نخبگان و آزاديخواهان را آواره كرد ؛ گويى كه خون‌بهاى كشتگان خويش در جنگ بدر و احد را مىستاند و همين كافى است كه صحنه نبرد امام حسين عليه السّلام و خاندانش در كربلا و حوادث آن روز را به ياد آوريم . » « 1 » شريف رضى مىگويد كه بند دوم اين نامه ، از سخنان امام عليه السّلام به يارانش به هنگام نبرد بود : ( لا تشتدّنّ عليكم فرّة بعدها كرّة ) از عقب‌نشينىهايى كه مقدمه حمله تازه است ، ناراحت مشويد . امام عليه السّلام در اين فقره از نامه به اين موضوع اشاره مىكند كه برخى از صحابيان امام عليه السّلام از ميدان جنگ فرار كردند و سپس فرار برايشان دشوار شد . بنابراين امام عليه السّلام اين موضوع را اين‌گونه برايشان آسان ساخت : اگر ضرورت ايجاب كند ، گريز از ميدان جنگ اشكالى ندارد ؛

--> ( 1 ) . على بن ابى طالب عليهما السّلام بقية النبوة و خاتم الخلافة ، چاپ سال 1967 : 146 به بعد .